تبليغاتX
خدا اهل دیاری را تا جاهلند هلاک نکند

خدا اهل دیاری را تا جاهلند هلاک نکند

یادداشت های شخصی

دریایی ها

... كجا بودم رشت

كدوم رشت؟

همون رشتي كه دريابار داره

 

من طي چند روز گذشته مسافري از تهران بودم در شمال. يكي از بچه ها بهم گفته بود رفتم لب دريا يه سنگ بردارم نيت كنم و بندازم تو آب بلكه قسمت اونم شد بره. من كه جاهلم و خبر ندارم ولي به نيت دوستان انتفاضه دريا داشتم تا ببينيم چه نتيجه اي مي ده، خلاصه هركي رفت از بركت پيروزي سنگ بر آب و انتفاضه مژگانِ.

 

بعضي دوستان شاكي هستن چرا جرج بوش رو از صدر وبلاگم سرنگون نمي كنم منم اين پست رو گذاشتم كه مشتي باشد بر دهان استكبار جهاني كه فكر نكنه جرج بوش كسي شده واسه خودش و ما هم آدم حسابش كرديم.

 

بي ذوقا نمي خوايد ببينيد شمال چطور بود؟

پس حالا كه اين طور شد بهتون نمي گم كه دريا صاف صاف بود و هر روز مهيا براي شنا. منم اين قدر خودم رو تو شنا غرق كردم كه الان گوش درد دارم. تا دلتون بخواد كرال پشت رفتم بعضي وقتا خودم رو روي آب شل مي كردم تا ببينم غرق شدن چه احساسي داره ولي فوري دلم مي لرزيد و خودم رو جمع و جور مي كردم.

يك روز و نصفي هم دريا پر از جلبك شده بود ناجي غريقا مي گفتن چالوس زلزله اومده واسه همين اين جوري شده ولي من توي تله تكست ديدم كلاردشت زلزله اومده آخرش اينكه از سر اين زلزله دريا جلبك بارون شده بود.

از اونجا كه جاهل بودم و شعورم نمي رسيد اين قدر آب بازي كردم كه صورتم شده رنگ قره قوروت باور كنيد.

من هفته ديگه بازم مي رم سفر اين دفعه اصفهان و شيراز. اين دفعه دارم جلو جلو خبر مي دم كه كسي شاكي نشه. سوغاتي نمي خواين؟

 

بعضي دوستان از اين كه سر نزدم دلگيرن ولي بايد خدمت عزيزان بگم: يه هفته اي كه سفر بودم بعد از اين هم كه يه ده روزي باز سفرم اين يه هفته بين دو سفر هم همه كلاس ها رو فشرده كردم تا به كار و زندگي ام برسم واسه همين نمي رسم به دوستان سر بزنم ولي در اولين فرصت سراغ همه رو مي گيرم و رسماً خدمت مي رسم. نيكو جون، هيرو جان، مهتاب جوني و همه دوستاي خوبم كه تو اين مدت بهم سر زدين و پيام گذاشتين منم به يادتونم حتي اگه نتونم رسم جاهلي رو به جا بيارم و بيام خاك وبلاگتون بشم. دلم واسه همتون تنگ شده ...

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 شهریور1385ساعت 12 بعد از ظهر  توسط جاهل  |