چرا من سردمه؟
... چه قدر ديروز سرد بود، داشتم مي لرزيدم. يه سايت داريم يخچال بايد جلوش لنگ بندازه ظهر اونجا كلاس داشتم، همش هم لحظه شماري مي كردم زودتر كلاس تمام بشه تا بتونم برم يه جاي گرمتر (خير سر هرچي جاهلِ) همين كه كلاس تموم شد پريدم تو يه سايتي كه هميشه خدا خط استوا بود برعكس اونجا هم يخچال بود منم رفتم ته كلاس و يه گوشه دنج گير اوردم كه بشينم ولي مگه گرم مي شدم اين قدر سردم شد كه دستشويي ام گرفت (اين بار گلاب به روي هرچي جاهلِ) بنده خدا منشي هم كه ديد من دارم منجمد مي شم در و پنجره ها رو بست ولي مگه اثر مي كرد خلاصه همين جور داشتم مي لرزوندم و به خودم فحش مي دادم كه چرا كاپشن نپوشيدم كه يكي از بچه اومد سر كلاس و گفت: مي بخشيد خانم پ... مي شه كولر رو خاموش كنيد كلاس يخِ منو بگو ... نه، منو نگو ...
+ نوشته شده در دوشنبه 8 آبان1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جاهل
|
