... دوستانی که به این جوابیه می خوان جواب بدن مختارن همین طور توصیه می کنم کامنت های هم و حتی جواب های من رو هم بخوونین فکر کنم این جوری بهتر بشه به نتیجه رسید.
سلام به دوست خوبم
[…]
و اما بعد
اعتکاف ماهیتا چیز بدی نیست ولی ممکنه یه وقتایی بعضیها با کاراشون خرابش کنن.
اعتکاف یه جور سلیقه برای عبادته و حتی تا جایی که من شنیدم در دینهای دیگه هم وجود داره. حالا ممکنه ما این سلیقه رو بپسندیم یا نپسندیم. به نظر من که هیچ کدومش اشکالی نداره.
راستی واسه چی وقتی برای خوندن قرآن داوطلب شدی طرف چشماش گرد شد و فرار کرد؟
مهتاب جونی سلام
مرسی که بازم تو بحث هستی. خوب آره اعتکاف ماهیتاً چیز بدی نیست ولی چی باعث شده که کمتر طرفش بریم. اینکه مستحبِ چیز واضحی یه ولی هیچ می دونی "مستحب موکده" یعنی خیلی روش تاکید شده حالا حتماً یه نتیجه مهمی براش تصور شده که این قدر روش تاکید شده این که باعث رسیدن به خدا می شه رو که هیچ کس توش شک نداره ولی راه های رسیدن به خدا که به همین یکی ختم نشده و همه روش هایی که اسلام روش تکیه کرده علاوه بر رسیدن به خدا چیز دیگه ای هم در کنارش برای عمل کننده اش در نظر گرفته شده. بیا یه معلم رو در نظر بگیریم هدف از تدریس و آموزش دیدن/دادن که مشخص ولی معلم ورزش رو پرورش جسم معلم ریاضی رو پرورش عقل و منطق و معلم .... پس هدف اصلی مشخص ولی هر کدام از معلم ها روی یه هدف فرعی هم دارن کار می کنن. حالا این چیزا رو که گفتم تعمیم بده به خدا و هدف از اعتکاف، ببین به چه نتیجه ای می رسی؟
ولی در مورد اینکه چرا طرف چشماش گرد شد! عزیز من اونجا به وقیحانه ترین کار ممکن دست می زدم یعنی حال نداشتم نماز بخوونم به خاطر همین بیشتر قرآن می خوندم یا یادداشت و کارای دیگه ای می کردم حتی خیلی دراز می کشیدم خوب فکر نمی کنی اینا دلایل کافی برای کفر من بین اون همه خدا بود.
در مورد وجود اعتکاف در ادیان دیگه از دوستی ارمنی سوال کردم کلمه اعتکاف براش خیلی غریب بود ولی وقتی براش جریان رو توضیح دادم اونم گفت که همچین چیزی تو دین شون هست زمان انجام اون هم مهرماهِ و ظاهراً تو کلیسایی تو میدون جمهوری انجام می شه که تعدادی از فقرا رو تو خودش جا داده تو این مدت که سه روزِ -مثل اعتکاف ما- افرادی که با توجه به نذرشون اومدن (یعنی کسانی سه روز اونجا می مونن که نذر دارن البته اون کلیسای بخصوص جمعی از افراد بی بضاعت رو تو خودش جا داده که ربطی به نذر نداره) به هم نوعاشون مثل همین افراد بی بضاعت کمک می کنن.
مرسی که به این نکته اشاره کردی. باور کن الان دیگه اعتکاف برام مهم تر شده. پس این قدر مهم و سرنوشت سازِ که تو ادیان دیگه هم هست!!!!!! ؟؟؟؟؟
سلام مژگان عزیز
اول در مورد کارشناسانی که دوست داری بیان تو وبلاگت بحثی راه بندازیم , حرفی دارم.
یکی دو هفته پیش خیلی اتفاقی به یه وبلاگ سر زدم که نویسندگانش طلبه هستند . بخش در مورد نویسندگانش رو خوندم و متوجه شدم که این چند تا جوون ادعای به روز بودن می کنند . خیلی خوشم اومد و یه کامنت مفصل براشون نوشتم و گفتم که ممکنه یه سوالهایی ازشون بپرسم که اونها هم موظفند جواب بدهند : D
خوب هرچی باشه قراره / روحانی / بشن و بالاخره واضح ترین منابعی هستند که ممکنه در دسترس باشند !
لینکشون کردم و دعوت کردم بیان تو وبلاگم که تا امروز خبری ازشون نشده . اگه اینا بیان تو بحث , به نظرم یه بحث داغ میتونی راه بندازی.
البته من نمی دونم کامنتمو ندیدن یا وقت نداشتن یا افتخار ندادن !
تو هم یه امتحانی بکن . یه سر بزن ببین افتخار میدن ؟
لینکش تو این وبلاگمه که اینجا گذاشتم . برو تو قسمت دوستان . لینک آخر . به اسم رسپنا .
[…]
و در مورد جوابیه هم شما مختارید . من حرفی ندارم.
پریسای عزیز سلام
خانمی تو هیچ می دونی چندتا از بچه هایی که اینجا کامنت می ذارن روحانی یا طلبه هستن.
اونجا هم که گفتی سر زدم مطمئنی طلبه هستن!؟
از جمله آخرت این نتیجه رو گرفتم که اجازه دارم کامنت قبلی رو با جواب بذارم پس با اجازه!
احتمالاً یه کمی هم از نوشته هات می دزدم و اول سریال این هفته می ذارم D: (که دزدیدم)
مرسی
[…] پستهای اعتکاف رو همه رو خوندم . راستش حرفهات برام غریب نیست . از این فکر هایی که تو مخ تو بوده , من هم دارم . معمولا من هم وقتی تو جاهای مذهبی میرم اینجوری هستم . همه اش از این "مقدس ها" تعجب میکنم. خیلی چیزا به نظرم غیر معقول میاد . برای همین گاهی فکر می کنم ملحد شدم !!!
تو پست دمای انجماد منو خوندی ؟
کامنت یکی از دوستامو اینجا تو پستت دیدم . در مورد اون پستم نوشته بود . پیشنهاد میکنم تو هم بخونیش. تو اون پست دغدغه های این شکلی ام رو نوشتم . البته کاملا توضیح ندادم ولی اشاراتی هست . خلاصه اینکه با این افکارت کاملا من هم درگیرم . ( هرچند نمی دون توچقدر ارتباط بین افکار من و خودت ببینی )
یه دوستی دارم که با اون راجع به کفرمون صحبت می کنیم . بعضی وقتها به این نتیجه میرسیم که ما واقعا هم کافر نیستیم ! فقط داریم راهمونو پیدا می کنیم . البته فعلا راهنمایی نداریم . ولی خوب میدونم شاید بعضی از کتابها مفید باشند . ولی تا حالا که تنبلی کردم و اصلا درست حسابی تو این زمینه کتاب متاب نخوندم . ( درست حسابی هااااا )
میدونی راستش من فکر میکنم تو ایران بیشتر از تبلیغ و جذبه های دینی , آدم دلزدگی ها را راحتتر می تونه پیدا کنه . من اعتقاد دارم پیر زن هایی که ادعای مومن بودن می کنن , بیشتر با کارها و حرفهاشون حال آدمو از دین بهم می زنن . و تازه خیال می کنن ما جوونا خیلی بی حیا هستیم و ...
یه مدت تصمیم گرفته بودم همون طوری باشم که خودم میخوام . اصلا این مقدسها رو محل ندم و راحت باشم که اونها هم هرچی می خوان پشت سرم بگن ! ولی مژگان این جوری هم نمیشه ! من به این نتیجه رسیدم که آدم حتی اگه با عرف موافق نباشه , حداقل کاری نکنه که توجه اونها به متفاوت بودنمون جلب بشه و اون وقت فکر های مزخزف در موردمون به فکر شون بیاد . بهتره تو دلمون متفاوت باشیم .
من الان تو بطن این جور افکار هستم و این یکی از اون نتایجیه که بهش رسیدم .
پریسای خودم سلام
خوشحال شدم که دغدغه من دغدغه تو هم هست ولی با این راهی که تو برای حل اش پیشنهاد کردی خیلی موافق نیستم به این کار می گن تظاهر. دیروز یه دوست یه حرف خوبی بهم زد گفت اگه می خوای دیگران در موردت فکر بد نکنن دور خونتون مین گذاری کن تا کسی نتونه ببینت و در موردت نظر بده خدایی اش حرف خوبی زد نه؟
پریسا جوونی منم موافقم ما واقعاً کافر نیستیم و داریم راهمون رو پیدا می کنیم ولی من دنبال راهنما هم هستم. به خاطر همین سعی کردم پای یه عده که کارشناس این مسائل هستن رو هم به این وبلاگ بکشم تا حرفامون رو راحت بزنیم و این طوری راحت ترِ بدون اینکه با دیدن هم با تصوری قبلی بحث کنیم و حتی بعضی جاها نتونیم حرفامون رو به هم زنیم سوال جواب کنیم.
خوشحال می شم اگه افراد دیگه ای رو هم می شناسی که این موضوع دغدغه شونِ و یا حرفی برای گفتن دارن به این وب دعوت کنی تا بحث پر بار تر بشه اگه دیدم واقعاً داریم نتیجه می گیریم حسابی می ترکونم.
و امان از دست پیرزن هایی که بعضی هاشون همکلاسی ها و همکارامون هستن!؟
در اصطلاح فقه اعتكاف عبارت است از توقّف مدّتي در يكي از مساجد جامع و افضل آن، مسجد الحرام و مسجد النّبي(ص) و مسجد كوفه و مسجد بصره است. اعتكاف از مستحبات مؤكّده است مخصوصاً در دهة آخر ماه رمضان كه پيامبر اكرم(ص) بدان مواظبت داشت و در سالي كه جنگ بدر در ماه رمضان اتفاق افتاد و پيامبر(ص) نتوانست اعتكاف را انجام دهد، سال بعد آن را قضا نمود. صحّت اعتكاف به روزه و حدّاقل آن سه روز است هر چند روزة قضا يا نذر باشد. اعتكاف بايد در مسجد جامع شهر باشد نه مسجد محلّه؛ زيرا در اين باره رواياتي از ائمة معصومين(ع) وارد شده است. به عنوان نمونه، در روايتي امام جعفر صادق(ع) فرمود: "لا يكون اعتكاف ألاّ بصومٍ و لا اعتكاف الاّ في مسجد تجمع فيه...؛ اعتكاف با روزه گرفتن و مسجدي كه در آن جماعت جمع شوند (مسجد جامع) تحقق پيدا مي كند".
تفاوت مسجد جامع با مساجد ديگر: مسجد جامع، مسجدي است كه منسوب به محلّه يا بازار و مانند آن نباشد و محلّ اجتماع عموم مسلمانان شهر يا روستا باشد. از جمله امتيازات اين مسجد، آن است كه اعتكاف به اين مسجد اختصاص دارد و نماز در آن معادل است با صد نماز كه در خانه گزارده شود.[در روايتي اميرالمؤمنين حضرت علي(ع) فرمود: "نشستن در مسجد جامع افضل است از نشستن در بهشت، چرا كه نشستن در بهشت به دلخواه انسان است ولي نشستن در مسجد براي خشنودي خدا است".[
حسین آقایی سلام
مرسی که این قدر خوب و کارشناسانه می نویسی و بداخلاقی های یه دختر خل و چل و منگل رو تحمل می کنی بازم بنویس مثل یه دوست. استفاده کردم. دیگه چی در مورد اعتکاف هست که بشه بهش فکر کرد.
لطفاً جوابیه مهتاب و مهسا رو هم بخوون.
از بین رفتن حالت معنوی این مراسم هابیشتر به خاطر وسیله شدن انها برای رسیدن به یک سری( اهداف خاص) است و متاسفانه نتیجه ی معنوی این مراسم ها هدف نیست و دلیل دیگر عادت شدن انها به واسطه ی به ارث بردن عقاید است و مسلما این تقلید و یا اجبار باز هم جنبه ی معنوی ندارد و این موارد برای ایجاد یک نگرش منفی( در شرایطی که بیشتر فرهنگ جامعه را شامل میشود )در ذهن اقلیت کافیست از جمله من!
مهسا عزیزم سلام
فکر کنم درگیری های ذهنی من سوالات شما هم بوده! نوشتم بوده چون فکر می کنم در نهایت به این نتیجه رسیدی که از خیرِ این معنویات بگذری.
حرفای خوبی زدی، عادت ، تقلید ، اجبار در کل حرفت رو قبول دارم تو مظاهر کلی دین و واجبات ما دچار این مسائل هستیم و به همین دلیلِ که اگه می خوای بی اعتقاد و دین گریز و حتی دین ستیز واقعی ببینی باید بری سراغ خونواده های مذهبی ولی در مورد فرعیات که اعتکاف هم یکی از اونهاست خیلی این مسئله به چشم نمی خوره اگه توجه کرده باشی بیشتر کسانی هم که تو این مراسم شرکت می کنن جوونن ولی خیلی جو گرفته و افراطی هستن. وقتی طرف میاد پدر بدن خودش رو در میاره و MP3 نماز می خوونه یعنی چی؟ یعنی اینکه اهل تفکر نیست (نظر شخصی منِ) اصلاً چرا نباید فضاش شاد باشه، چرا وقتی یکی وارد مسجد می شه باید بگه مسجد منظره بدی پیدا کرده. چرا به جای مقدس نمایی نمیایم بحث راه بندازیم و مشکلات، سوالات و حتی شکیات و جهل و کفرمون رو از هم بپرسیم. اصلاً چرا فکر رو تعطیل کردیم و به ظاهر دین چسبیدم.
متشكرم دوست خوبم از خواندنم و ببخش از اينكهفراموش كردم اطلاع دهم.
چشم حتما بحث را تعقيب خواهم كرد
ذهنت جاري
گوشه ي دلت دوباره نو
مونای عزیز سلام
ممنون که سرزدی ولی من دوست دارم تو بحث شرکت کنی. موافق یا مخالف دوست دارم حرفات رو بشنوم. من می خوام همه نظرات رو بشنوم و به یه جمع بندی کلی برسم. وگرنه این که تعداد کامنترهام زیاد بشه ولی کسی بحث نکنه چیز جالبی برای من یکی نیست.
سلام!!
خوبیش اینه همه جا بحث اعتکاف 3-4 روزه جمع شد و اینجا کماکان ادامه داره..خیلی خوبه که فقط محدود به تقویم نیستی!
مگه چه شکلی بودین خانوومه فرار کرده!!؟!
امیدوارم این سریال همینطوری ادامه داشته باشه ...که دیگه ما که عقب موندیم خیلی خسران نبینیم!!!
آسمونی باشی!
محیا جان سلام
ورودت رو خوشامد می گم.
عزیزم به نظر من تمام بدبختی ها از اینجا نشات گرفته که محدودیم به تقویم. اگه قرار باشه اعتکاف فقط سه روز اثر داشته باشه به نظر من که نبودنش بهتره.
در مورد اون خانمه هم باید جواب مهتاب رو بخوونی، دستت میاد.
این سریال قرار نیست تا ابد ادامه داشته باشه احتمالاً شش قسمت بیشتر نیست ولی مهم این سریال نیست مهم نتیجه ای یه که می خوایم ازش بگیریم تا اگه خواستیم یه بار دیگه تجربه کنیم با چشم باز باشه و اشکالاتی که توش هست رو برطرف کنیم.
دوستان متاسفانه فرصت نکردم به همه کامنت ها جواب بدم ان شاء الله اونا رو هم به دنباله این پست اضافه می کنم...
.............................................................ادامه.....................................................................
سلام مژگان عزیز
کاملا باهات موافقم که راه های رسیدن به خدا یکی نیست و راه های متعددی وجود داره
اگه روی اعتکاف خیلی تاکید شده شاید مربوط به شرایط خاص اون دوران بوده
اون وقتا وسایل آموزشی و ارتباط جمعی وجود نداشته پس همین دور هم جمع شدنها می تونسته برای مردم خیلی مفید باشه و به اونا کمک کنه علاوه بر اینکه سه روز از دنیای مادی دل می کنن و فقط به خودشون و کارهاشون و خدا فکر می کنن از همدیگه هم چیزای زیادی یاد بگیرن. یه تعامل اجتماعی سالیانه در سطح شهر بوده. و به نظر میرسه حج هم همین هدف رو داشته منتها یه مرحله بالاتر از اعتکاف بوده چون این تعامل اجتماعی رو در سطح دنیا گسترده میکرده.
ولی به نظر من الان قضیه فرق کرده وقتی من شنیدم توی صف ثبت نام برای اعتکاف مردم با هم دعوا می کردن و به همدیگه بد و بیراه میگفتن واقعا متاسف شدم به نظرم رسید الان اعتکاف شبیه یه مد شده که بعضیها با هم مسابقه گذاشتن تا از قافله عقب نمونن و اصلا هم کاری به فلسفه ی اعتکاف و این حرفا ندارن.
تازشم اون وقتا مثل الان نبوده که دین واسه بعضیها نون داشته باشه متاسفانه یه وقتایی به نظر میاد که آدما فقط برای دیده شدن مقدس مآب و جانماز آبکش میشن.
میخوان دیده بشن تا یه روزی از این دیده شدن به یه نون و نوایی برسن.
بعضیها مردم رو به ظاهرسازی و ریاکاری عادت دادن.
همونایی که حتی موقع استخدام افراد بیشتر به ظاهر آدما توجه میکنن تا باطنشون.
[…] امیدوارم جواب همه ی سوالهات رو بتونی پیدا کنی.
مهتاب جون بازم سلام،
مرسی که این قدر فعال تو بحث هستی. خیلی برام جالب بود که یه عده واسه شرکت تو همچین مراسمی دعوا می کردن خیلی دلم می خواد یه فیلم از این دعواها ببینم هرچند می تونم تصور کنم.
اشاره به شرایط خاص اون دوران کردی ولی اگه مسئله فقط شرایط اون دوران بود پس باید دیگه کنار گذاشته می شد. من بیشتر به این فکر می کنم که احتمالاً دلیل اش این بود که این چند روز معرفت دینی شون رو بالا ببرن و از هم چیز یاد بگیرن همون طور که خودت هم اشاره کردی. حالا اگه واقعاً دلیل اصلی این بوده چرا الان که مثلاً انسان مدرن هستیم شعورمون نمی رسه که چیکار کنیم. چی باعث شده که حتی تو اعتکاف بشینیم و غیبت کنیم یا به همدیگه توهین کنیم یا هزار کار دیگه؟