تبليغاتX
خدا اهل دیاری را تا جاهلند هلاک نکند - بهارمست 3

خدا اهل دیاری را تا جاهلند هلاک نکند

یادداشت های شخصی

بهارمست 3

 

بی خود نبود تاریخ تولدم رو پرسیده بود، می خواست یه جورایی حالیم کنه همین روزا تولدش، یعنی طی چند روز آینده آقا باید جشن تولد n سالگی اش رو بگیره (یادم باشه بهش تبریک بگم).

تازگی ها یه کمی ازش می ترسم، زیادی خودمونی شده، گفته خیلی براش عزیزم، منم گفتم بی خود براش عزیزم، آدمِ متاهل که نباید کسی براش عزیز باشه به غیر از همسرش. چقدر بعضی از این مردا پست و خیانتکارن، مگه نه؟ نمی دونی چی گفته یه میل به چه طویلی داده و گفته من که پسر بچه نیستم و دنبال این عشق های زودگذر هم نمی گردم، من از خودت خوشم اومده، شخصیت که برام عزیز، می بینی بی شرف چه زبون بازی یه، واقعاً باید از این مردا ترسید اصلاً معلومِ حرفی ایه. می دونه چطور مخ بزنه، حرف اش رو می زنه ولی بعد که می بینه حرفش حواس جمعِ فوری سر و ته اش رو هم میاره. چقدر خوب که تا حالا با پسری دوست نبودم و گرنه با این مخ زنی که اینا می کنن خدای نکرده یه بلایی سر آدم میارن.

 

قبل از عید

چند روز قبل از تعطیلات عید بهش میل دادم که دارم می رم مسافرت و پیشاپیش تولدش رو تبریک گفتم، خودم رو کشتم و یه شعر هم جور کردم برای تبریک تولدش گذاشتم. می دونم تو عید خیلی دلم براش تنگ می شه. به هر حال کلی بهش عادت کردم. هر روز برام میل می فرستاد اونم چی میل های طولانی یه طولانی. هر وقت تو سایت یکی از بچه ها موقع خووندن میل هاش می دیدم کف اش می برید که این بابا کیه این قدر برام می نویسه. بعضی ها فکر می کنن، دوست پسری، چیزی یه. ولی به همه گفتم پسرعموی اینترنتی امِ که استاد دانشگاهِ و در مورد مسائل مختلف با هم بحث می کنیم البته معلومِ چت کردن بهتره ولی چون هر دو نمی توونیم تو یه زمان تو روم باشیم این جوری با هم در ارتباطیم. حالا خبر ندارن جریان چیه. به این پسر عموم هم نگفتم سیستم ندارم، گفتم آخر هفته هام مالِ خونواده ام و دوست ندارم بیام سراغ نت و این چیزا آخه آدم یه وظایفی هم در برابر خونواده اش داره. سه شنبه ها هم که کلاس ندارم بهوونه میارم البته اون نمی دونه سه شنبه ها خونه ام. ای بابا چیزی که بلنده دیوار حاشا

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 10 بعد از ظهر  توسط جاهل  |